۱۴۰۰ مهر ۲۶, دوشنبه

زندانی

 سعید دهقان، وکیل و از همکاران پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود جزییات بیشتری در خصوص بازداشت وی مطرح کرده است. آقای دهقان در این یادداشت از جزئیات نحوه بازداشت این وکیل دادگستری پرده برداشته و از انتقال پیام درفشان به یکی از خانه‌های امن، تزریق داروی نامشخص منجر به بروز رعشه، قطع شدن زبان، انتقال به بیمارستان روانپزشکی امین آباد، استفاده از شوک الکتریکی و ضرب و شتم این فعال حقوق بشر توسط سربازان سازمان زندان‌ها خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید دهقان، وکیل و از همکاران پیام درفشان، وکیل و فعال حقوق بشر با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود جزییات بیشتری در خصوص بازداشت وی مطرح کرده است.

آقای دهقان در این یادداشت از بازداشت پیام درفشان با حضور ۱۷ مامور امنیتی در دفتر کار او و انتقالش به یکی از خانه‌های امن و سپس به سلول انفرادی فاقد امکانات بازداشتگاه دو الف و تزریق دارویی نامعلوم و بروز تشنج در این وکیل دادگستری خبر داده و جزئیاتی از آن ارائه کرده که در ادامه می آید:

«پیام درفشان فقط یک فعال حقوق بشر عادی نبود، او دبیر کمیسیون حمایت از وکلای کانون وکلا بود که وظیفه‌اش حمایت از وکلایی است که با مشکلات قضایی و امنیتی مواجه می‌شوند. ۱۸ خرداد پارسال ۱۷مامور امنیتی به دفتر وکالت پیام درفشان در تهران یورش بردند و با تجسس کامل دفتر و ضبط کامپیوترهای دفتر و پرونده‌های موکلین او، عملاً حوزه وکالتی‌اش از جمله صیانت از حقوق موکلین را نقض کردند. تاکید بازجوهای اطلاعات سپاه از بدو ورود به دفترش این بود که چرا وکالتِ کاووس سید امامی را پذیرفت! در ادامه نیز در بازجویی‌ها بیشترین زمان و فشار به آن اختصاص پیدا کرد.

علاوه بر انتقال این وکیل حقوق بشری با چشم‌بند به یکی از خانه‌های امنیتی و نه بازداشتگاه قانونی و ممنوعیت حق تماس و اطلاع به خانواده و وکلا، نگهداری او‌ نیز در اتاقی کاملا تاریک و فاقد پنجره در فصل تابستان، نشانه‌ی آغاز پروژه تخریب با حداکثر فشار روانی و جسمانی بود. انتقال به سلولی در بند ٢الف سپاه با لامپ‌های پرنور همیشه روشن در سقف و صدای بلند ۳هواکش و توالت کثیفی که بوی بسیار متعفن آن به خاطر تنگی فضا چند برابر به مشام می‌رسید و انجام بازجویی‌های طولانی برخلاف موضوع پرونده که علت آن نشر اکاذیب طی مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی درباره وضعیت نامناسب زندان زنان شهرری بود؛ اما در مورد سایر پرونده‌های وکالتی مانند پرونده فوت مشکوک مرحوم کاووس سید امامی و همچنین چرایی انجام وکالت خانم نسرین ستوده و … . وقتی پیام درفشان در اعتراض به چراغ‌های پرنور و صدای بلند هواکش، درِ سلول را زد تا قطع شود که بتواند دقایقی بخوابد، ۳ مامور به داخل سلول آمده و یک نفر از آنها شوکر جلو آورده و آن را به نشانه تهدید زد و عنوان کردند اگر یک مرتبه دیگر بر درِ سلول بزنی با تو برخورد دیگر خواهد شد!

در ادامه، دیگر بر درِ سلول نزد، اما همان ۳نفر آمدند و او را به بخشی از بند ۲ الف بردند که بهداری زندان نبود و با حالت تمسخر و رعب‌انگیز گفتند آمپولی به تو میزنیم تا راحت بخوابی! در مقابل اعتراض و ‌مقاومت پیام درفشان برابر آمپول، گفتند تشخیص با تو نیست و ما مسخره تو نیستیم و پس از تزریق آمپول به سلول منتقل شده که خوابش می‌برد اما دچار رعشه در خواب می‌شود و زبان بین دندان‌ها قرار گرفته و با شدتی گاز گرفته می‌شود که نیمی از آن قطع شده و در همان وضعیت مجددا دچار بیهوشی شده و خونریزی شدید موجب می‌شود خون در حلق‌اش بریزد و تمام لباسهایش خون‌آلود شود.

صبح روز بعد با آمبولانس به بیمارستان بقیه‌الله منتقل و ابتدا زبانش جراحی می‌شود و به علت رعشه و آشفتگی و اختلال در ادراک محیط، در بخش مغز و اعصاب بستری می‌شود. در تمام این مدت، به خانواده نگران و وکلا که در دادسرای اوین مستمر حاضر می‌شدند هیچ اطلاعی توسط بازپرس داده نمی‌شود. در حالیکه پزشکان مشغول تشخیص و درمان ضایعه به علت تزریق آمپول بودند، مامورین اطلاعات سپاه به بیمارستان مراجعه کردند و گفتند بازپرس با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت کرده و باید به دادسرا برویم اما بیمارستان اجازه ترخیص نمی‌دهد مگر اینکه خودت کتبا مسئولیت را بر عهده بگیری پیام درفشان رضایت خود را به ترخیص مکتوب می‌کند اما مامورین او را در عقب خودرویی آهنی فاقد هرگونه پنجره، آنهم در گرمای طاقت‌فرسای تیرماه به مدت طولانی قرار دادند که با خونابه مستمر همراه شده و دستمالی هم دیگر برای پاک کردن وجود نداشت! او پس از پیاده شدن متوجه شد که در حیاط دادگاه انقلاب آورده شده نه دادسرای اوین برای تبدیل قرار بازداشت!

برای اینکه همکارانش او را با این وضعیت نبینند، با وجود بیماری شدید، از درب پشتی دادگاه بدون آسانسور، نزد قاضی مقیسه می‌برند؛ آنهم به بهانه رسیدگی به اعتراض به قرار بازداشت! پیام درفشان در حالی نزد قاضی مقیسه برده شده و برخورد هتاکانه و فریادهای توهین‌آمیز او را همزمان با نیشخند بازجوها تحمل کرده که به علت تورم شدید محل بخیه زبان و ریختن خونابه، از پاسخگویی و دفاع از خود ناتوان بوده و یک طرفه مورد حمله و توهین و فریادهای قاضی مقیسه قرار می‌گرفت! پس از این اقدام، بجای بازگرداندن به بیمارستان جهت درمان، او را با وجود بخیه تازه زبان و تورم شدید که موجب عدم امکان جویدن و خوردن غذا می‌شد و با وجود نیاز به مراقبت تخصصی برای اینکه مجددا دچار رعشه نشود، حتی به بهداری زندان هم نبردند و به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند!

پس از دچار شدن پیام درفشان به رعشه، او را به جای بیمارستان تخصصی، با زدن پابند و دستبند به بیمارستان رازی امین‌آباد (مختص بیماران روانی) منتقل کردند! در آنجا به او شوک‌های الکتریکی می‌دهند که علاوه بر تشدید بیماری، به سیستم مغزی وی آسیب جدی وارد شده و دچار عدم هوشیاری می‌شود! وقتی خانواده و وکلا از طریق زندانیان سیاسی اوین، موفق به پیدا کردنش می‌شوند، علاوه بر مواجهه با وضعیت جسمانی وخیم او، متوجه می‌شوند که بخاطر اعتراضش به پابند و دستبندی که سبب زجر مستمر وی شده بود، به تشویق دو تن از بهیاران، مورد ضرب و شتم سربازان سازمان زندان‌ها قرار می‌گرفت!

با وجود عدم اعزام از طرف زندان و عدم حضور در دادگاه، او به صورت غیابی توسط قاضی افشاری محاکمه و به ۲/۵سال حبس و ۲سال محرومیت از وکالت محکوم‌ شد که با تایید در تجدیدنظر قطعی شد. با وجود بیماری شدید، با تبدیل قرار بازداشت او موافقت نکردند و مستمراً تا صدور حکم قطعی، محبوس بود! با تلاش خانواده (پرداخت پول به پزشک بیمارستان) و‌ جلب موافقت پزشک و راهنمایی مددکار مستقر در بیمارستان -که کمک کرد تا مکتوب کند بهبود یافته و خواهان بازگشت به زندان است- توانست از وضعیتی که قطعاً وی را دچار سرنوشت مرحوم بهنام محجوبی می‌کرد خلاص شود و به زندان اوین بازگشت در مدت اخیر در زندان، به علت مراقبت‌های انسانی زندانیان سیاسی بند ۴ اوین بهبود نسبی پیدا کرد.

سپس با تلاش خانواده و وکلا، پس از حکم قطعی، چند روز به مرخصی آمده که بنا به نظر پزشکی قانونی مبنی بر درخواست تعویق صدور حکم به علت نیاز به معالجات پزشکی تخصصی، به مرخصی استعلاجی آمده که تمدید شده و پس از سپری شدن یک‌سوم مجازات حبس، با آزادی مشروط اکنون بیرون از زندان، مشغول تکمیل روند درمانی خود است. به نظر می‌رسد، آسیب زدن عمدی به زبانِ پیام درفشان به عنوان یک وکیل حقوق بشری که زبان گویای بی‌پناهان بود، پیام معناداری است که حکومت قصد دارد به ملت بدهد!»

پیام درفشان در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۹۹ توسط نیروهای امنیتی در دفتر کار خود بازداشت و در مکان نامعلومی مورد بازجویی قرار گرفت، آقای درفشان نهایتا اوایل تیرماه و با پایان مرحله بازجویی به قرنطینه بند ۴ زندان اوین منتقل شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پیام درفشان، روز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹ در  شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد. آقای درفشان به دلیل بیماری و ادامه درمان در جلسه دادگاه حضور نداشت.

آقای درفشان نهایتا توسط توسط این شعبه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” تبرئه و از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و حمل افشانه و شوکر غیر مجاز” به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم نهایتا توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این حکم مطابق قانون جدید کاهش مجازات حبس به ۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. او پس از حکم قطعی، به مرخصی اعزام شد و پس از سپری شدن یک‌سوم مجازات حبس، با آزادی مشروط اکنون بیرون از زندان، مشغول تکمیل روند درمانی خود است.

پیام درفشان پیشتر نیز در پرونده‌ای دیگر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شد و این حکم در مرحله تجدید نظر به ۱ سال حبس و ۲ سال محرومیت از وکالت کاهش پیدا کرد. این محکومیت به مدت ۲ سال به حالت تعلیق در آمده است. با قطعی شدن حکم آقای درفشان در پرونده جدید، مشخص نیست که محکومیت وی در این پرونده نیز اجرا خواهد شد یا خیر.

پیام درفشان، تاکنون وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی ازجمله محمد نجفی، ویدا موحد، نسرین ستوده، خانواده کاووس سیدامامی، فاطمه خویشوند (سحر تبر)، سکینه پروانه و شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را برعهده داشته است.

۱۴۰۰ مهر ۹, جمعه

زندانی

  دو زندانی دیگر که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند، سحرگاه چهارشنبه ۷ مهر، در زندان دستگرد اصفهان اعدام شده اند. با احتساب این دو زندانی، شمار زندانیان اعدام شده در روز چهارشنبه در این زندان، تاکنون به ۳ تن رسیده است. هرانا پیش از این از اعدام یک زندانی دیگر در این زندان خبر داده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سازمان حقوق بشر ایران، سحرگاه چهارشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۰، دو زندانی دیگر در زندان دستگرد اصفهان اعدام شده اند.

هرانا روز چهارشنبه ۷ مهرماه، از اعدام دستکم یک زندانی دیگر با هویت عباسقلی صالحی در این زندان خبر داده بود.

هویت دو زندانی دیگر که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر بازداشت و سپس توسط مراجع قضایی به اعدام محکوم شده بودند، محمد برآهویی، تبعه کشور افغانستان و همچنین حمید شهسنایی عنوان شده است.

آقای برآهویی ۹ سال گذشته را در زندان سپری کرده است.

در این گزارش آمده است: این زندانیان روز دوشنبه ۵ مهر ماه، در یک گروه چند نفری جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند که اجرای حکم سه زندانی دیگر با اتهامات مرتبط با مواد مخدر و همچنین قتل، به دلایل نامعلومی به تعویق افتاده است.

اعدام این دو زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.

بنابر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰) دستکم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۲ کودک-مجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱ حکم اعدام که در ملا عام بوده است.

بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

۱۴۰۰ مهر ۵, دوشنبه

محکوم به زندان

 یک زندانی در تهران که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بود، با کسب رضایت از اولیای دم از چوبه دار رهایی یافت.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، یک زندانی در تهران با گذشت اولیای دم از اعدام رهایی یافت.

بر اساس این گزارش، این زندانی پیشتر بعنوان نگهبان با فردی که به دنبال سرقت به یکی از زمین‌های کشاورزی ورامین رفته بود درگیر شده و باعث قتل او شده بود.

طی ۶ ماهه نخست سال جاری؛ رهایی از اعدام ۳۱ زندانی در تهران

به گزارش میزان، معاون قضایی رئیس کل دادگستری و رئیس شورا‌های حل اختلاف استان تهران از بازگشت به زندگی ۳۱ زندانی محکوم به اعدام طی شش ماهه اول سال جاری خبر داد.

غلامرضا مهدوی افزود: رهایی از اعدام این زندانیان با تلاش مجموعه شورا‌های حل اختلاف استان و با اخذ رضایت از اولیای دم صورت گرفته است.

زندانیان سیاسی

 – حمزه سواری لفته، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج علیرغم حال نامساعد جسمی از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. وی که از مشکلات پزشکی متعددی از جمله غده در ناحیه زانو، دیسک کمر، مشکلات ستون فقرات و واریکوسل رنج می‌برد، پیش از این نیز با کارشکنی مسئولین زندان و مخالفت امین وزیری از رسیدگی پزشکی محروم بوده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حمزه سواری لفته، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج علیرغم حال نامساعد جسمی از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

آقای سواری از مشکلات پزشکی متعددی از جمله غده در ناحیه زانو، دیسک کمر، مشکلات ستون فقرات و واریکوسل، مشکلات قلبی و ریوی رنج می‌برد.

یک منبع مطلع در خصوص آخرین وضعیت این زندانی به هرانا گفت: «غده پشت زانوی راست آقای سواری به جراحی نیازمند است. در پی پارگی رباط صلیبی در زانوی راست به دلیل فشار و رشد شدید این غده، وی برای راه رفتن با مشکل مواجه شده است. این زندانی در پی عود واریکسول پس از گذشت ۵ سال از جراحی از درد در این ناحیه، التهاب مزمن ریه‌ها، مشکل تنفسی و درد شدید در ناحیه قفسه سینه و همچنین مشکلات آرتروز گردن، ستون فقرات و درد مزمن معده نیز رنج می‌برد که اکنون از بابت این مشکلات تحت درمان دارویی است.»

آقای سواری در تاریخ ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۴ زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او توسط دادگاه انقلاب اهواز از بابت اتهامات “افساد فی الارض، محاربه و اقدام علیه امنیت ملی” به اعدام محکوم شد؛ این حکم در نهایت به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

هرانا اسفندماه سال گذشته در گزارشی از عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت این زندانی سیاسی علیرغم مواجهه با مشکلات قلبی و ریوی خبر داده بود. او پیش از این نیز با مشکلات پزشکی بسیاری از جمله غده در ناحیه زانو، دیسک کمر، مشکلات ستون فقرات و واریکوسل روبرو و با کارشکنی مسئولین زندان و مخالفت امین وزیری از رسیدگی پزشکی محروم بوده است

۱۴۰۰ شهریور ۲۵, پنجشنبه

زندان اوین

 بهنام اخلاقی، نوکیش مسیحی، روز شنبه ۲۰ شهریورماه، از زندان اوین به مرخصی اعزام شد. آقای اخلاقی دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان اوین سپری می‌کند.


به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۰، بهنام اخلاقی، نوکیش مسیحی محبوس در زندان اوین، از زندان به مرخصی اعزام شد.


اعزام به مرخصی آقای اخلاقی با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی و برای مدت ۱۵ روز صورت گرفته است.


لازم به ذکر است پیشتر آقای اخلاقی و ۸ نوکیش مسیحی دیگر محبوس در زندان اوین، توسط نهادهای امنیتی به تبعید به یکی از زندان‌های استان گیلان و یا سایر شهرستان‌ها تهدید شده‌اند.


بهنام اخلاقی در تاریخ ۴ اسفندماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی در رشت بازداشت شد. منزل آقای اخلاقی پس از بازداشت، توسط ماموران مورد تفتیش قرار گرفت و آن ها برخی لوازم شخصی او را ضبط کرده و با خود بردند. به گفته یک منبع مطلع نیروهای امنیتی در جریان تفتیش منزل آقای اخلاقی اقدام به شکستن و یا آسیب به نمادهای مرتبط با مسیحیت کرده بودند. وی پس از گذشت ۱۲ روز از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی به زندان منتقل و به مدت ۱۱ روز بدون رعایت اصل تفیک جرائم در زندان نگهداری شد. آقای اخلاقی نهایتا در تاریخ ۲۷ اسفندماه ۹۷ با تودیع قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.


در تاریخ ۲ مردادماه ۹۸ اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد. در جریان این جلسه مبلغ قرار وثیقه آقای اخلاقی به یک میلیارد و پانصد میلیون تومان افزایش پیدا کرده و  او در پی عدم توانایی مالی در تامین قرار وثیقه بازداشت و به بند ۴ زندان اوین منتقل شد.


بهنام اخلاقی نهایتا از بابت اتهام “اقدام علیه امنیت کشور از طریق تشکیل کلیسای خانگی و تبلیغ مسیحیت تبشیری و صهیونیستی” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در خردادماه ۹۹ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سیداحمد زرگر عینا تایید به وی ابلاغ شد.


لازم به اشاره است علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.


برخورد با نوکیشان مسیحی در ایران در حالی صورت می گیرد که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.



۱۴۰۰ شهریور ۱۷, چهارشنبه

اعدام

 یک متهم در تهران از بابت اتهام قتل، توسط دادگاه کیفری یک این استان، به اعدام محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایلنا، یک متهم به قتل در تهران به اعدام محکوم شد.

بر اساس این گزارش، شامگاه ۲۱ مرداد سال گذشته پیکر نیمه‌جان مرد جوانی به نام جعفر به بیمارستان امام خمینی‌ منتقل شد. او از ناحیه شکم و سینه هدف ضربات چاقو قرار گرفته بود و خون‌ریزی شدید داشت و در‌نهایت ساعتی بعد روی تخت بیمارستان جانش را از دست داد.

بررسی‌ها نشان می‌داد جعفر که معتاد بود، از مدتی قبل جدا از همسر و فرزندش زندگی می‌کرد و بیشتر شب‌ها را در پارکی در جنوب غرب تهران می‌گذراند. با افشای هویت مقتول مأموران به بازجویی از نگهبان پارک پرداختند تا سرنخ‌هایی از این جنایت به‌ دست بیاورند.

مرد نگهبان گفت: “من در کیوسک نگهبانی نشسته بودم که جعفر را غرق در خون گوشه‌ای از پارک دیدم. او بریده‌بریده به من گفت اشتباهی او را با چاقو زده‌اند، سپس یک‌باره از هوش رفت. من همان‌ موقع یک نفر را که تی‌شرت سفید به تن داشت، در همان نزدیکی دیدم که به محض نگاه‌کردن به او به‌سرعت فرار کرد. مأموران پلیس به تحقیق از سایر شاهدان پرداختند و با اطلاعاتی که از آنها گرفتند یک مرد جوان را که آن شب با تی‌شرت سفید به پارک رفته بود و رفتار مشکوکی داشت، بازداشت کردند.”

متهم ۳۶ ساله به نام کمال به قتل اشتباهی مرد معتاد اعتراف کرد و گفت: “برادرم معتاد است و خانواده‌مان را اذیت می‌کند. او بارها اسباب و اثاثیه خانه پدری‌ام را فروخته و خرج مواد مخدر کرده است. به‌همین‌خاطر تصمیم گرفتم او را از زندگی‌مان حذف کنم. چون می‌دانستم برادرم شب‌ها در پارک می‌خوابد به پاتوق او رفتم. او در گوشه‌ای از پارک خوابیده و روی صورتش یک ملحفه انداخته بود. البته من صورت برادرم را ندیدم، اما لباس‌هایی که به تن داشت و هیکلش را شناختم. من با چاقو یک ضربه به شکم و سینه او زدم. ملحفه را کنار کشیدم تا مطمئن شوم فوت کرده است. ناباورانه متوجه شدم فرد دیگری را در خواب زده‌ام. من همان موقع فرار کردم، اما اهالی محل که شاهد ماجرا بودند، من را به پلیس لو دادند.”

با اعتراف‌های این مرد برای او کیفرخواست صادر و پرونده‌اش برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست اعدام را مطرح کردند و متهم نیز به دفاع از خود پرداخت.

در پایان قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده و عدم گذشت اولیای‌دم، متهم را به اعدام محکوم کردند.

بازداشت

 مردی در تهران که متهم است که زنان جوان را سوار بر خودروی شخصی خود کرده و پس از انتقال به بیابان‌های اطراف شهر آنها را مورد آزار جنسی قرار داده بود، بازداشت و روانه زندان شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آفتاب، یک متهم به آزار جنسی زنان در تهران بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، رسیدگی به این پرونده با شکایت یک زن جوان آغاز شد. این زن به مأموران گفت: وقتی از محل کارم بیرون می‌آیم معمولا با تاکسی به خانه می‌روم اما آن روز عجله داشتم. وقتی یک پراید خاکستری جلوی پایم توقف کرد، تصور کردم مسافرکش است و سریع سوار شدم، اما چند دقیقه‌ای طول نکشید که مسیرش را تغییر داد. اعتراض کردم که با درهای بسته ماشین روبه‌رو شدم. درها را قفل کرده بود. فریاد زدم و کمک خواستم.

وی افزود: به منطقه‌ای دورافتاده رفته بود، جایی که هیچکس صدایم را نمی‌شنید. قمه‌اش را زیر گلویم گذاشته بود، تهدیدم می‌کرد. می‌خواست مرا بکشد. با تهدید قتل، مرا مورد تجاوز قرار داد و بعد تمام طلا و جواهراتم را به همراه مقداری پول که در کیفم بود، سرقت کرد. از ترس صدایم درنمی‌آمد. تمام بدنم می‌لرزید تا این که مرا در خیابان رها کرد و رفت، اما شماره پلاکش را برداشتم.

در حالی که تیم قضائی و پلیسی به دنبال ردی از متهم بودند، دختر دیگری شکایت مشابه‌ را مطرح کرد.

تنها مدرک در دست مأموران پلیس شماره خودروی متهم بود. همزمان با در دست داشتن این پلاک، دوربین‌های مداربسته مسیر حرکت خودرو در زمان وقوع گروگانگیری و سرقت از زنان هم مورد بازبینی قرار گرفت. صاحب خودروی پراید خاکستری که پسری بیست‌ و پنج ساله بود، شناسایی و توسط مأموران پلیس دستگیر شد.

راننده پراید جوان در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و گفت: از دختران نفرت دارم. به همین خاطر نقشه ربودن و آزار و اذیت آنها را کشیدم. عاشق دختری در همسایگی‌مان بودم. قرار ازدواج گذاشته بودیم. همیشه زندگی آینده‌ام را در کنار او می‌دیدم. یک سالی از این ارتباط گذشته بود که از او خواستگاری کردم اما با جواب منفی‌اش مواجه شدم.

متهم ادامه داد: باورم نمی‌شد زیرا او همیشه تصور زندگی در کنار هم را برایم ترسیم می‌کرد. می‌خواست تا ابد کنار هم بمانیم. تصور می‌کنم پای پسری که وضع و شرایط مناسب‌تری از من داشت، در میان بود. خیلی راحت مرا نخواست. سرکوب شده بودم. شکست خوردم. احساس پوچی می‌کردم. تمام تلاشم را برای برگرداندن این عشق کردم. اما نافرجام بود.

متهم ادامه داد: به مرور زمان تصوراتم تغییر کرد. از همه دخترها بدم می‌آمد. حس انتقام هر روز در وجودم پررنگ‌تر می‌شد. کینه داشتم و می‌خواستم همه دختران را نابود کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم به این روش این حسم را سرکوب کنم. کارم را تازه شروع کرده بودم و فقط دو دختر جوان را ربودم. سرقت را قبول ندارم اما تهدید و تجاوز را قبول دارم. با نقشه قبلی و در نقش مسافرکش دختران را ربودم. وقتی هوا کاملا تاریک می‌شد، به خیابان می‌رفتم و دخترانی که همسن‌ و سال دختر مورد علاقه‌ام بودند، شناسایی می‌کردم تا با تهدید قمه، نقشه آزار و اذیت را اجرا کنم.

در پایان متهم راهی زندان شد تا شکات احتمالی دیگر پرونده دست به شکایت بزنند.

لازم به ذکر است در ادبیات عرفی رسانه های دارای مجوز از کلمه آزار و اذیت برای اشاره به تجاوز و اشکال مختلف آسیب های جنسی استفاده می شود

خودکشی نوجوان

  یک دختر نوجوان ۱۶ ساله در شهرستان مریوان، به دلیل ممانعت خانواده با ادامه تحصیل وی دست به خودسوزی زد. این نوجوان پس از این اقدام به بیمارس...